عنوان:
تحلیل تطبیقی راهبردهای تدریس مؤثر در بهبود یادگیری دانشآموزان در دورههای ابتدایی و متوسطه شهرستان پارس آباد
نویسنده (گان):
چکیده:
این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی راهبردهای تدریس مؤثر و نقش آنها در بهبود یادگیری دانشآموزان دورههای ابتدایی و متوسطه شهرستان پارسآباد انجام شد. رویکرد پژوهش، کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی علی-مقایسهای (پسرویدادی) بود. جامعه آماری شامل معلمان این دو مقطع در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۲۸۰ نفر به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه رویکردهای تدریس تریگول و پراسر و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری پینتریچ و همکاران گردآوری شد و روایی و پایایی آنها (آلفای کرونباخ > ۰٫۷۰) تأیید گردید. تحلیل دادهها با آزمونهای t مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS انجام شد. یافتهها نشان داد که بین بهکارگیری راهبردهای مؤثر توسط معلمان ابتدایی و متوسطه تفاوت معناداری وجود دارد و میانگین آن در ابتدایی بالاتر است (۰٫۰۰۱>p). رابطه مثبت و معناداری بین راهبردهای تدریس مؤثر و یادگیری مشاهده شد (۰٫۵۱=r). تأثیر راهبردها بر یادگیری در ابتدایی بیشتر از متوسطه بود و راهبردهای فعال نسبت به سنتی، تأثیر بسیار قویتری بر یادگیری داشتند. همچنین، بازخورد آموزشی و ارزشیابی تکوینی، اثربخشی راهبردها را تقویت کرده و توان تبیین مدل را از ۲۶٪ به ۴۱٪ افزایش دادند. نتیجهگیری بر ضرورت طراحی دورههای ضمنخدمت برای معلمان متوسطه در زمینه روشهای فعال، توجه به تفاوتهای دو مقطع در برنامهریزی درسی، و کاربرد نظاممند بازخورد تکوینی جهت ارتقای یادگیری تأکید دارد.